مقاله:

مغالطات رسانه ها!

حدود ۷۲ نوع مغالطه تاکنون شناخته شده است و جالب اینکه بعضی از این مغالطات، در رسانه ها کاربرد دارد.

متن زیر نوشته آقای دکتر میثم امانی است که عینا منتشر می شود.

انسان ها چه بخواهند چه نخواهند بعضی شناخت هایشان درست است و بعضی، خطا از این رو یک صنعت از پنج صنعت منطق را مغالطات نام نهاده اند تا به تشخیص و تفکیک خطاهای ذهنی بپردازند و بدین ترتیب بکوشند ذهن خود را از خطاها و مغالطات یپیرایند.

حدود ۷۲ نوع مغالطه تاکنون شناخته شده است و جالب اینکه بعضی از این مغالطات، در رسانه ها کاربرد دارد. لزوم دو اصل انصاف در گفتار و حقیقت طلبی ایجاب می کند که اصحاب رسانه ها و نیز مخاطبان با دانش مغالطات آشنا باشند تا نه خود و نه دیگری را در ورطه خطا نیفکنند.

فهرست مغالطات که بعضاً در رسانه ها دیده می شود، فراوان است ولی آنچه اینجا خواهم گفت، فهرست مغالطات رایج تر است که دانه به دانه اشاره خواهد شد.

۱) مغالطه ابهام؛ ابهام جایی واقع می شود که ممکن است از یک کلمه یا یک جمله ، معانی متعدد برداشت بشود. مثلاً وقتی آمریکا اعلام می کند ما در هیچ کشوری، مداخله نظامی نمی کنیم ولی در شرایط خاص، جنگ محدود را می پذیریم؛ « جنگ محدود» مبهم است چون ممکن است دست به هرجنگی بزنند و بگویند از نظر ما جنگِ محدود است.

۲) مغالطه استقرای ناقص؛ استقرای ناقص جایی واقع می شود که حکم تعدادی از افراد مجموعه را به کل مجموعه نسبت بدهند. مثلاً غربی ها، مردم قانون گرایی هستند؛ این سخن وقتی درست است که شما تمام غربی ها را دیده باشید و همه تک به تک ، قانون گرا باشند بعد بگویید غربی ها قانون گرایند ولی مشخص است که همه غربی ها قانون گرا نیستند یا مثلا ً می گویند مردم فلان شهر، فلان ویژگی را دارند؛ این سخن در صورتی درست است که واقعاً همه مردم آن شهر، آن ویژگی را داشته باشند ولی معمولاً بعضی مردم، آن ویژگی را خواهند داشت.

۳) مغالطه علت جعلی؛ علت جعلی جایی واقع می شود که چیزی را به عنوان علت یک پدیده معرفی کنید که در واقع، علت آن نیست. مثلاً اینکه گفته می شود علت حمله آمریکا به عراق، کشف سلاح شیمیایی بوده است، مغالطه علت جعلی است.

۴) مغالطه بزرگ نمایی و کوچک نمایی؛ این دو مغالطه جایی اتفاق می افتد که یک پدیده را بزرگ تر یا کوچک تر از آنچه هست نشان می دهند. مثلاً گفته می شود انفجار بروکسل ۱۰۰ کشته و زخمی داشته است حال آنکه ۱۰ نفر کشته و ۹۰ نفر زخمی داشته است. برجسته کردن بعضی اتفاقات جزیی ایران در رسانه های غرب، نمونه بزرگ نمایی و اهمیت ندادن به بعضی اتفاقات دنیای اسلام، نمونه کوچک نمایی است.

۵) مغالطه آماری؛ این مغالطه جایی واقع می شود که از نمودارها، تصاویر، جدول ها و ارقام آماری، نا به جا استفاده بشود. مثلاً اگر کسی جدول آماری تورم ماهیانه را به جای جدول آماری تورم سالیانه نشان بدهد و بگوید تورم، کاهش یافته است، دچار مغالطه آماری شده است.

۶) مغالطه دروغ؛ دروغ جایی اتفاق می افتد که یک مطلب خلاف واقع گفته بشود. مثلاً از قول یک شخصیت سیاسی، مطلبی نقل می شود که بعداً تکذیب می گردد.

۷) مغالطه تقطیع؛ تقطیع جایی اتفاق می افتد که سخن یک نفر، به صورت ناقص نقل بشود. چنانچه گفته اند در گزارش نویسی و نقل خبر، لازم است سخن گوینده به صورت امانت دارانه و کامل بازگویی بشود.

۸) مغالطه تحریف؛ تحریف جایی اتفاق می افتد که دخل و تصرف در کلام دیگران صورت بگیرد و معنا تغییر بیابد. تحریف اسلام در رسانه های غربی و نیز پدیده ایران هراسی و شیعه هراسی از این نمونه اند.

۹) مغالطه بارِ ارزشی کلمات؛ این مغالطه جایی اتفاق می افتد که از کلمات دارای بارِ ارزشی مثبت یا منفی استفاده بشود. به این دو جمله دقت کنید: (۱) میلوشویج فرماندهان جنگی خود را احضار کرد. (۲) کلینتون با مسئولان نیروهای دفاعی به مشورت پرداخت. هر دو جمله یک واقعیت را می گویند ولی جمله اول با القای حالت جنگ طلب بودن میلوشویج و جمله دوم با القای حالت دفاع از خود توسط کلینتون. هنوز رسانه های غربی، گروه تروریستی داعش را « گروه شبه نظامی» می نامند و این مغالطه کلمات دارای بار ارزشی است.

۱۰) مغالطه توسل به احساسات؛ این مغالطه جایی اتفاق می افتد که به جای استدلال آوری، احساسات طرف مقابل را برانگیزند. سخنرانی های هیتلر را نمونه مغالطه توسل به احساسات و تحریک احساسات عمومی دانسته اند.

۱۱) مغالطه مرجع کاذب؛ این مغالطه جایی اتفاق می افتد که استناد به سخن یک کارشناس صورت بگیرد که تخصصی در آن زمینه ندارد. مثلاً پرسش از صاحب نظران رشته شیمی درباره امنیت بین الملل یا اثبات خداوند از نظر فیزیکدانان معاصر، مغالطه مرجع کاذب است.

۱۲) مغالطه انگیزه و انگیخته؛ این مغالطه جایی اتفاق می افتد که به جای پرداختن به سخن کسی، انگیزه او را نقد کنند. مثلاً وقتی گفته می شود فلان فرد که فلان سخن را گفته است، یک فرد تندرو است یا متعلق به فلان جناح و حزب است یا هدفش زیر سوال بردن متون دینی است، مغالطه انگیزه و انگیخته صورت گرفته است.

۱۳) مغالطه ارزیابی یک طرفه؛ این مغالطه جایی واقع می شود که چیزی، هم خوبی دارد و هم بدی ولی فقط به ذکر خوبی ها یا بدی ها اکتفا بشود. کسانی که در بحث از دولت های قبل، فقط یا خوبی ها را می گویند و بدی ها را ندیده می گیرند یا بدی ها را می گویند و خوبی ها را ندیده می گیرند، مرتکب مغالطه ارزیابی یک طرفه شده اند.

۱۴) مغالطه توسل به اکثریت؛ این مغالطه جایی اتفاق می افتد که برای اثبات درستی سخن خود، بگویند اکثریت بر این نظرند. مثلاً اگر گفته شود فلان فرد در انتخابات، بیشترین رای را آورده است پس سخن او درست است، مغالطه توسل به اکثریت است. اکثریت و اقلیت، ملاک درستی عمل یا سخن کسی نمی شود.

پی نوشت: تعاریف مغالطات در این یادداشت، برگرفته از این منبع است: خندان، علی اصغر، مغالطات، انتشارات بوستان کتاب، قم، ۱۳۹۱